تبلیغات
{تازه ها در بیست ریپورت|به دوستان خود بگویید} - گلهای قالی درغربت می پژمرند!

گلهای قالی درغربت می پژمرند!

گلهای قالی درغربت می پژمرند!

نمی شود ایرانی باشی و از کنار این مغازه، بی توجه رد شوی؛ مخصوصا این که اسامی بعضی شهرهای کشورت را با حروف بزرگ انگلیسی پشت ویترینش ببینی!

 در یکی از خیابانهای فرعی شهر وین، در کنار فروشگاههای بزرگ و متعدد با اجناس غربی، یک فرش فروشی، هر چند کوچک، خودنمایی می کند. بزرگ نیست؛ شاید کمتر از بیست متر. ویترین کوچکی دارد که شش هفت قالیچه آن را تزیین کرده اند. کنار هر کدامشان، ابعاد فرش و قیمت آن و بالای سرشان اسم شهری که در آن بافته شده را نوشته. از این شش هفت فرش پشت ویترین، پنج تایش ایرانی است؛ 2 تا اصفهان، 2 تا کاشان و یکی قم. بقیه اش هم افغانی و ... است که با چشم هم می شود فهمید کیفتیشان به پای ایرانی ها نمی رسد.

 سر در مغازه، اسمی در کنار یک عکس به چشم می خورد: "ایرج توکلی". کنار عکس خط مشکی رنگی کشیده شده که نشان از مرحوم شدن صاحبش دارد. ایرج توکلی در عکس، مردی هفتاد و خرده ای ساله است با موهای تمام سفید و کت شلوار تیره رنگ و چهره ای متبسم.

 وارد می شوم. فروشنده ها دو نفرند؛ میانسال با چهره هایی کاملا ایرانی. قبل از این که سلام کنم یکیشان بلند می شود و به آلمانی "روزبخیر" می گوید. لهجه اش آن قدر بی عیب و نقص است که شک می کنم ایرانی باشد. می گویم: "سلام".

 لبخندی به چهره اش می نشیند و سلام می کند. لهجه ی فارسی اش هم بی نقص است!

 در غربت، سرصحبت را با یک هم زبان باز کردن، کار سختی نیست. از همه چیز می پرسم. از این که "ایرج توکلی کیست و چند سال است در وین فرش فروشی می کند" گرفته تا "وضع کار و کاسبی و واردات و صادرات فرش".

 ایرج توکلی، همان طور که فکر می کردم، از دنیا رفته و فرش فروشی اش تا چند وقت دیگر، بعد از بیست و پنج سال، بسته خواهد شد.

 فروشنده، از وضع بازار ناراضی است. این طور که می گوید هر روز هم بدتر و بدتر می شود. گویا هم علاقه مردم (مخصوصا غربیها) به فرش دستباف کم شده، هم مسائل مربوط به تحریم ایران باعث شده از فرش ایرانی حمایتی صورت نگیرد و قیمتش نسبت به فرشهای دیگر کشورها کمی بیشتر باشد و همین مسئله در اقبال مردم به فرش ایرانی تاثیر منفی داشته است.

 وقتی درددلش از کسادی بازار و مشکلاتشان تمام می شود، می آید سراغ فرش ها. یکی یکی معرفیشان می کند و از کیفیتشان می گوید.  قالیچه ها کوچکند. یا (1*2) یا (2*3). اکثرا هم تمام ابریشمند و بسیار بسیار نازک؛ آن قدر که یک قالیچه ی شش متریش را می شود در یک ساک کوچک جا داد. شهرهای بافنده هم محدودند: تبریز و کاشان و اصفهان و نایین و قم.

 قیمت قالیچه ها از 1500 یورو شروع می شود. گرانقیمت ترین قالیچه ای که در مغازه دیدم 5000 یورویی است و بافته شده در اصفهان. تقریبا روی همه قیمتها ضربدری خورده و قیمت جدید زیرش نوشته شده. قالیچه ها را حراج کرده اند. بعضی از قالیچه ها بین 500 تا 1000 یورو تخفیف خورده اند! دلیلش هم همان بسته شدن مغازه در آینده ای نزدیک است. گویا پسر ایرج توکلی علاقه ای به ادامه دادن حرفه ی پدر ندارد و می خواهد مغازه را بفروشد.

 در مورد فهم مراجعینشان از هنر ایرانی، علی الخصوص فرش دستباف می پرسم. می گوید: "بعضی هایشان از ما هم بهتر فرش ایرانی را می شناسند!"

 و خاطره ای تعریف می کند. گویا یک بار به اشتباه به یکی از خریدارها قالیچه ی تبریزی را نایینی معرفی کرده و مشتری اتریشی متوجه این اشتباه شده و تفاوت های فرش تبریز و نایین را ریز به ریز برایش توضیح داده!

 با وجود کسادی بازار فرش، دو فروشنده ی فرش فروشی، از بسته شدن مغازه دلخورند. من هم، با این که شاید هرگز دوباره پیش نیاید در آن خیابان قدم بزنم، از این که قرار است دیگر فرش فروشی ایرج توکلی در وین وجود نداشته باشد، ناراحتم

منبع:خبر آنلاین




نویسنده : رامین کریم شاهی | تاریخ : پنجشنبه 5 فروردین 1389 | نظرات ( ) |
دسته بندی : اجتماعی ، اقتصادی ، گزارش ، برچسب ها : قالیچه ،بازار ،فرش دستباف ،قیمت ،واردات و صادرات ،